1404/5/14
در سالهای اخیر، دو فناوری پیشرفته و تحولساز یعنی متاورس و هوش مصنوعی بهطور گسترده مورد توجه مردم و متخصصان قرار گرفتهاند. هرچند این دو مفهوم از نظر ماهیت متفاوت و در ظاهر مستقل از یکدیگر هستند، اما پیوندی عمیق و فزاینده دارند. هوش مصنوعی به متاورس قدرت تفکر، یادگیری و واکنش میدهد و در مقابل، متاورس بستری تعاملی و پویـا فراهم میکند که در آن هوش مصنوعی میتواند یاد بگیرد، سازگار شود و رشد کند. این همافزایی نحوه تعامل ما با فناوری، ارتباطات اجتماعی، آموزش، کار و حتی ادراک ما از واقعیت را دگرگون میکند.
متاورس را میتوان یک دنیای دیجیتال پایدار، فراگیر و بههمپیوسته دانست که در آن، کاربران میتوانند با یکدیگر و محیطهای مجازی تعامل داشته باشند. این دنیای دیجیتال با استفاده از فناوریهای واقعیت مجازی و واقعیت افزوده ساخته میشود و مرز بین واقعیت و تخیل را کمرنگ میکند. در یک معنا، متاورس نسل بعدی اینترنت است: بستری سهبعدی برای تعاملات اجتماعی، تجارت، سرگرمی و آموزش.
هوش مصنوعی در واقع مغز متفکر متاورس به شمار میآید و در همهی جنبههای دنیای مجازی نقش دارد: از ایجاد آواتارهای هوشمند و محیطهای پویا گرفته تا تسهیل تعامل انسان و رایانه. مهمترین کارکردهای هوش مصنوعی برای متاورس عبارتند از:
رابطه میان متاورس و هوش مصنوعی فقط یکطرفه نیست. همانطور که هوش مصنوعی قابلیتهای خود را در اختیار متاورس میگذارد، متاورس نیز میتواند بستری قدرتمند برای آموزش، آزمایش و رشد هوش مصنوعی باشد.
مدلهای هوش مصنوعی برای یادگیری به داده نیاز دارند. اما جمعآوری دادههای واقعی از دنیای فیزیکی همیشه زمانبر، پرهزینه یا حتی از نظر اخلاقی مشکلساز است (مثلاً در حوزه پزشکی یا خودروهای خودران).
در متاورس میتوان میلیونها سناریوی شبیهسازیشده ایجاد کرد و از آنها داده گرفت. مثلاً رانندگی در شرایط مختلف آبوهوایی، آموزش ربات برای تعامل با انسان، یا واکنش به موقعیتهای اضطراری. این دادهها به هوش مصنوعی کمک میکنند تا سریعتر و ایمنتر آموزش ببیند.
در متاورس، کاربران بهصورت زنده با هوش مصنوعی تعامل دارند، مثل چتباتهای هوشمند، فروشندههای مجازی یا مربیان آموزشی. چنین تعاملاتی که به دلیل طبیعی و برنامهریزینشده بودن قابل بازسازی در محیطهای آزمایشگاهی نیستند، به هوش مصنوعی کمک میکنند زبان، احساسات، آداب اجتماعی و تفاوتهای فرهنگی را بهتر درک کند.
برخی کاربردهای هوش مصنوعی مثل هواپیماهای خودران، جراحی رباتیک یا رباتهای امدادی، نیاز به محیطهای بسیار دقیق و ایمن برای آزمایش دارند. اما ایجاد چنین شرایطی در دنیای واقعی بسیار دشوار است.
در متاورس، میتوان سناریوهای پرخطر یا نایاب را شبیهسازی کرد بدون اینکه به انسان یا تجهیزات آسیبی برسد. این ویژگی، سرعت توسعه هوش مصنوعی را بالا میبرد و هزینهها را کاهش میدهد.
در متاورس، هر چیزی ثبت و تحلیل میشود، از مدت زمان تعامل گرفته تا واکنش کاربران. این یعنی مدلهای هوش مصنوعی میتوانند بهسرعت بازخورد دریافت کرده و بهصورت بلادرنگ (Real-Time) بهبود یابند.
پس متاورس نهتنها فضایی برای نمایش تواناییهای هوش مصنوعی است، بلکه مدرسه و میدان تمرین آن نیز هست. ترکیب کنترل، دادهسازی، تعامل انسانی و تکرارپذیری، متاورس را به یکی از مهمترین ابزارهای آینده برای توسعه هوش مصنوعی تبدیل کرده است.
این ویژگیها، شرکتهای بزرگی مانند Meta ،Microsoft ،Nvidia، و Tencent را بر آن داشته است که روی ترکیب این فناوریها سرمایهگذاری کنند و آنها را در حوزههای مختلف خدمترسانی به انسانها به کار بگیرند. مثلاً در حوزهی آموزش، معلمان مجازی ساخته شده با هوش مصنوعی میتوانند در محیطهای سهبعدی غوطهورانه، آموزشهای شخصیسازیشده در اختیار کاربر بگذارند. در بهداشت و درمان، دستیارهای مجازی میتوانند بیماران را در طول جلسات درمان یا تمرینهای توانبخشی راهنمایی کنند. در خردهفروشی، هوش مصنوعی میتواند نقش فروشندهای مجازی را ایفا کند که سلایق مشتری را درک کرده و محصولات را به صورت سهبعدی شبیهسازی میکند.
هرچند همکاری بین متاورس و هوش مصنوعی فرصتهای بیشماری به وجود میآورد اما چالشهای فنی و اخلاقی متعددی نیز به همراه دارد که اگر به خوبی مدیریت نشوند، میتوانند بحثبرانگیز باشند.
در متاورس، هوش مصنوعی حجم عظیمی از دادههای حساس کاربران مانند حرکات بدن، حالات چهره، رفتار اجتماعی و واکنشهای عاطفی را جمعآوری میکند. مسائلی مانند مالکیت این دادهها، رضایت آگاهانه کاربران و احتمال استفاده از این اطلاعات برای نظارت، تبلیغات هدفمند یا ردیابی، چالشهای مهمی در حوزه حریم خصوصی ایجاد میکنند.
همچنین، الگوریتمهای هوش مصنوعی ممکن است دچار سوگیریهای نژادی، فرهنگی یا جنسیتی شوند که میتواند به تبعیض یا نادیده گرفتن برخی کاربران در فضای مجازی بینجامد. استفاده بدون اجازه از چهره یا صدای افراد برای ساخت آواتارها نیز پرسشهایی درباره حقوق دیجیتال و رضایت معنوی مطرح میکند.
ادغام این دو فناوری ممکن است باعث وابستگی روانی کاربران شود، بهویژه از طریق طراحی محتوای شخصیسازیشده برای درگیر نگه داشتن کاربران. این وابستگی میتواند پیامدهای منفی بر سلامت روان داشته باشد که مسئولیت آن بر عهده شرکتهاست.
از سوی دیگر، تصمیمگیری خودکار هوش مصنوعی در مسائل مالی، اجرایی یا مدیریتی نیز ابهام حقوقی دارد؛ در صورت بروز خطا چه کسی باید پاسخگو باشد؟ سانسور محتوا بر اساس معیارهای نامشخص نیز، چالشی برای آزادی بیان، بهویژه در موضوعات سیاسی و حقوق بشری است. این چالشها لزوم توجه به چارچوبهای اخلاقی و قانونی را بیش از پیش نمایان میسازد.
ادغام هوش مصنوعی و متاورس، نقطه عطفی در تحول فناوریهای دیجیتال بهشمار میآید. هوش مصنوعی هوشمندی و انعطافپذیری مورد نیاز برای تعاملات در متاورس را فراهم میکند و در عوض، متاورس محیطی زنده و پویا برای رشد و یادگیری هوش مصنوعی فراهم میسازد. این دو فناوری در کنار هم، نهتنها آینده را شکل میدهند، بلکه واقعیت دیجیتالی نوینی را به وجود میآورند که میتواند برای بهرهوری بیشتر و تسهیل زندگی بشر مورد استفاده قرار گیرد.